همه ما بچه ها مسجدي و حزب الهي به لزوم كار و فعاليت هاي فرهنگي و مقابله با تهاجم فرهنگي معترف بوده و اذعان كرده ايم و هر كدام به خور شرايطمان در پايگاهي يا كانوني و مجمعي خودمان را مشغول كاري كرده ايم كه فرهنگي اش مي خوانيم به غير از فعاليت هاي فرهنگي ما ، بسيار جلسات و پايگاه ها و كانون هاي ديگري در سطح شهرمان هستند كه داعيه كار فرهنگي دارند و دم از فرهنگ مي زنند اما در عمل مي بينيم كه فعاليت هاي فرهنگي آن طور كه شايد و بايد نتيجه نمي دهد و اثربخش نيست شايد به زبان نياوريم اما اگر به باطن همه مان رجوع كنيم مي بينيم كه همه كاسه چه كنم چه كنم دست گرفته ايم و راه كار اجرايي مي طلبيم
با خود مي گوييم چه مي شود كه ما دهها هزار پايگاه و جلسه و تشكل منتسب به انقلاب و حزب الله داريم و سالانه ميليون ها تومان به نام فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگي هزينه مي شود ولي اوضاع اين است كه هست يعني جماعتي كه كما و كيفا از ما كمترند مي شوند علمدار فرهنگ و علم و هنر و ادب اين كشور و ما هميشه در موضوع انفعال و ضعف قرار مي گيريم ؟
بهتر است بحث را در دو قسمت ارائه كنيم :
1 – بحث محتواي حركت هاي فرهنگي
2 - بحث ابزارها و شكل كارها
اگر كمي روي مسئله دقيق شويم و علت سر در گمي مان در حركتهاي فرهنگي را جستجو كنيم مي بينيم كه مشكل ، مشكل هدف است يعني هدف را گم كرده ايم استراتژي نداريم نمي دانيم كه كجا مي خواهيم برسيم و آرمانمان چيست ، تبعا سر درگمي در هدف و آرمان سر در گمي و اشتباه در انتخاب محتواي فعاليت هاي فرهنگي را هم به دنبال خواهد داشت .
از هر كس سوال كني كه فعاليت هاي فرهنگي را براي تقويت چه جبهه اي انجام مي دهي جواب خواهد دادكه براي تقويت انقلاب اسلامي يعني كارهاي فرهنگي بايد در جهت انقلاب اسلامي باشد پس بايد قبل از همكاري تعريفمان را از انقلاب اسلامي روشن كنيم كه متاسفانه در همين قدم اول لنگ مي زنيم و نمي توانيم تعريفي جامع و مانع از انقلاب اسلامي و اهداف آن ارائه دهيم ! قهرا هر حركتي جهت تقويت انقلاب اسلامي قبل از آنكه تكليفمان را با مفهوم انقلاب اسلامي مشخص كرده باشيم ممكن است نه تنها به تقويت منجر شود بلكه ضربه اي زند كارستان .
بهترين راه اين است كه تعريف انقلاب اسلامي را از ميان سخنان و رهنمودهاي معمار انقلاب بيابيم . امام در پيامشان به آقاي سيد حميدروحاني (رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي - دي 67 ) انقلاب را حركتي عليه نوعي اسلام قلمداد مي كنند : « شما بايد نشان دهيد كه مردم ما در انقلاب عليه ظلم و تحجر قيام كردند و فكر اسلام ناب را جايگزين اسلام سلطنتي اسلام سرمابه داري اسلام التقاطي و دريك كلمه اسلام آمريكايي كردند » پس ما با اسلام آمريكايي در افتاديم كه با آمريكا در گير شديم . اين يك نكته اساسي است كه اگر ما امروز هم مي خواهيم براي انقلاب كار فرهنگي كنيم بايد به آن توجه داشته باشيم كه هر وقت مي گوييم انقلاب اسلامي منظورمان نوع خاصي از اسلام است و هر چيزي كه اسم اسلام داشت اسلام انقلابي نيست . حال لازم شد كه ببينيم فرق بين اسلام انقلابي با اسلام غير انقلابي چيست ؟ كه اگر فرق اين دو اسلام را ندانيم ممكن است سالها بگذرد و بعد متوجه شويم كه تمام كارهايمان در خدمت اسلام غير انقلابي بوده است پس اول بايد اسلام انقلابي را تعريف كنيم تا در ذيل آن بتوانيم محتواي حركت هاي فرهنگي مان را ترسيم كنيم اسلامي كه امام از آن دم مي زد يك اسلام تنها ، فردي و عبادي نيست . اين عين تعبير حضرت امام است « اسلام عبادي و فردي » يعني اسلام ظاهر گرا و سطحي و مناسكي ، يعني اسلامي كه نهايتش عمل به يك سري عباديات فردي و ظاهري باشد يعني اسلامي كه هيچ نقشي در اجتماع و اصلاح امور نداشته باشد پس ما نبايد اسلاممان محدود به عباديات فردي شود ، هدف امام و انقلاب اسلامي هم اين نبوده است كه يك سري واجبات فردي و عبادي را در جامعه رواج دهد چون قبل از انقلاب مي شد اين كارها را كرد و كسي هم مخالف نبود انواع و اقسام جلسات فرهنگي و مذهبي بود .
3
جوابش مشخص است چون فعاليت هايمان را محدود كرده ايم به يكسري عباديات و مناسك و مستحبات . محدود شدن به اين سري فعاليت هاست كه باعث شده عده اي از دوستانمان به خاطر اينكه در جلسات انجمن ن و القلم بعضا بحث و جدل مي شود و ممكن است مباحث جنجالي مطرح شود از جلسات كناره گيري كنند اما همان عزيزان در جلسات دعا و قرآن دوره و … چون بي خطر است حضوري پر رنگ دارند !! اصلا تا به حال از خود پرسيده ايم كه چرا فضاي عمومي دوستان و رفقايمان به نحوي است كه سياسي بودن را امري مذموم مي شمارند . با نهايت احترام و تاسف بايد گفت كه اغلب كارهاي فرهنگي كه تا به حال مي كرده ايم در خدمت اسلام غير انقلابي بوده است كه هيچ تاثير اجتماعي نداشته است .
كار فرهنگي حزب الهي اولا معطوف به جامعه است ثانيا يك حركت مستمر است يعني صرفا به حوزه مسائل عبادي و فردي و مستحبات معطوف نمي شود و دلمان به اين خوش نباشد كه فلاني را آورديم جلسه دعا ! حركت فرهنگي معطوف به جامعه است يعني اينكه در ساختارهاي جامعه و روابط اجتماعي سياسي چقدر توانسته تاثير بگذارد ؟ چقدر حركت فرهنگي ما توانسته ساختارها را جابه جا كند ؟ نه اينكه فقط رفتارهاي چند نفر را عوض كند ثالثا يك حركت است و معطوف به حفظ وضع موجود نيست .
بحث ديگر اين است كه ما كار فرهنگي را هدف مي دانيم به همين خاطر است كه اغلب كارهايمان تاثير آنچناني ندارد ، در حالي كه كار فرهنگي ابزار است نه هدف ، بلكه اهدافش خيلي اجتماعي و عيني و حتي اقتصادي هم مي تواند باشد . نمي توانيم بگوييم كار فرهنگي خودش هدف است بلكه بايد در خدمت اجتماع باشد ، بايد مثلا در خدمت اين باشد كه روحيه مبارزه و استكبار ستيزي را در آحاد جامعه نهادينه سازد بايد روحيه مطالبه گري را عمومي كند اسلام فردي و عبادي اين كشش و ظرفيت را ندارد چون راضي است به يك سري مناسك و احيا شعائر .
در بحث ابزارها و اشكال كار فرهنگي ما بايد جبهه اي نگاه كنيم و بينديشيم يعني هر پايگاه و كانون و انجمن بايد به مثابه سنگري باشد كه اين سنگرها بايد با هم رابطه داشته باشند و هر كدام گوشه اي از كار را بگيرند ، اما نگاهمان چنين نيست چون نمي خواهيم يك هدف اجتماعي كلان را محقق كنيم . نمي خواهيم در جامعه تاثير گذار باشيم ، مي خواهيم همان اسلام فردي را حفاظت كنيم و اين وضع برايمان كفايت مي كند ، يعني هر پايگاهي دلش خوش باشد كه اعضايش نمازشان و زيارت عاشورايشان را مي خوانند و اردوي جنوب هم مي روند .
ما نمي خواهيم يد واحد شويم ما مي خواهيم همان كارهايي را كه قبل از انقلاب مي كرديم همان ها را داشته باشيم . پس بايد به قصه كارهاي فرهنگي جبهه اي نگاه كرد مجامع فرهنگي در جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي بايد مكمل هم باشند . اما اصلا حلقه هاي فرهنگي شهرمان را نيز نمي شناسيم چون اصلا نيازي به ارتباط بر قرار كردن نداريم براي يك جلسه قرآن و اردوي جنوب كه لازم نيست با بقيه ارتباط بر قرار كني كار ما مشخص است ما فقط بچه هاي خوبي باشيم اهل معنويت باشيم و دنيا هم به هر سمت دلش مي خواهد برود ، به ما چه ربطي دارد ؟ !!
وقتي كه ما به بحث و كار فرهنگي انقلابي ، جبهه اي نگاه كنيم و خود را حاضر در جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي بدانيم بايد سه شاخصه براي كار فرهنگي در نظر بگيريم توليد كننده توزيع و مصرف بديهي است كه اگر يك كدام از اين سه شاخصه مفقود يا ضعيف باشد نتيجه مطلوبي نخواهد داشت اگر توليد و توزيع باشد اما مصرف نباشد ، اگر توليد و مصرف باشد اما توزيع مناسبي نباشد و اگر موزع و مصرف كننده باشد اما توليدي صورت نگيرد كار فرهنگي عبث و بيهوده مي ماند .
4
به نظر نگارنده توليدات فرهنگي قوي و غني تا به حال داشته ايم و اگر توزيع هم قوي باشد مصرف كننده محصول فرهنگي پيدا مي شود و در اين بين حلقه مفقوده توزيع فرهنگي است ، ما در بحث توزيع محصولات فرهنگي بسيار ضعيف بوده ايم و تبعا مصرف كننده نيز از محصول فرهنگي محروم مانده است . مثلا الان مد شده است كه هر پايگاه و كانون و انجمني براي خودش نشريه در مي آورد مسجد حاجي جلال نشريه كاروان عرضه مي كند و انجمن ن و القلم نشريه اي ديگر ، كه اغلب اين نشريات هم ضعيف و براي بيننده جذابيتي ندارند .قوي ترين و غني ترين مجلات مثل سوره را كه حتي يك نسخه اش هم به كاشمر نمي آمد را نمي خوانيم و پيگير توزيع آن در كاشمر نيستيم آنگاه خودمان نشريه مي زنيم و كسي هم نمي خواند !! گاهي اوقات لازم است به جاي اينكه از صفر شروع كنيم نقش موزع محصولات فرهنگي توليد شده را داشته باشيم .
الان خيلي از توليدات خوب فرهنگي در جبهه فرهنگي حزب الله دارد انجام مي شود كه درست توزيع نمي گردد . مصرف كننده هم ندارد !! چون ما جبهه اي نگاه نمي كنيم و دغدغه اي هم نداريم . چون چبهه اي نداريم بهترين توليدات فرهنگي روي هوا مي ماند . بهترين فيلم و كتاب و مجله توليد مي شود اما خواننده اي ندارد ، چون توزيع ضعيف است . در مراكز فرهنگي كاشمر و يا حداقل در سطح پايگاههايمان چقدر توليدات فرهنگي حزب الله وجود دارد ؟ آيا تا به حال صحيفه امام را ديده و حتي گوشه اي از آن را خوانده ايم ؟ كدام يك از ما حداقل چند فيلم خوب آرماني را مي تواند نام ببرد نيازي نيست كه ديده باشد؟ اگر از بچه حزب الهي هايمان بپرسند كه اسم 5 نفر از نويسندگان انقلابي را نام ببريد نمي توانند اما اگر نام 5 نفر از مداحان را سوال كنند همه مثل بلبل جواب مي دهند!! در كتابخانه كداميك از پايگاه ها و كانون هايمان صحيفه نور ، كتب سيد مهدي شجاعي ، امير خاني ، مخدومي و … يافت مي شود ؟ كدام يك از ما مي توانيم فيلم هاي كارگردانان حزب الهي مثل حاتمي كيا ، مير كريمي ، ملاقلي پور و … را حتي نام ببريم ؟ اين فقر توزيع توليدات فرهنگي تنها منحصر به سطح پايگاه و كانون ها و انجمن ها نيست بلكه شهر كاشمر از اين فقر رنج مي برد و توليدات فرهنگي حزب الهي به ندرت به كاشمر مي رسد پس اگر بتوانيم در بحث توزيع فرهنگي اقدامي كنيم و در جهت بهبود اين امر بكوشيم كاري شايسته و در خور تحسين و خدمتي بزرگ به فرهنگ شهر است .
سخن آخر اينكه جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي بايد مبنايش روشن باشد . اگر مبناي اين جبهه روشن نشود خود جبهه از هم خواهد پاشيد و اصلا جبهه اي شكل نمي گيرد يعني موقعي جبهه شكل مي گيرد كه ما به يك اسلامي و به يك انقلابي معتقد باشيم . آن اسلام و انقلاب آمده براي جامعه تعيين تكليف بكند نه صرفا براي فرد . آمده است واجبات اجتماعي را احيا بكند نه صرفا واجبات فردي را . اگر اين اتفاق بيافتد آن گاه مجبوريم شكل حركتمان را طوري تنظيم كنيم كه بتواند در خدمت آن هدف قرار گيرد و الا اگر هدفمان را فردي و شعائري و مناسكي تعريف كنيم صرفا اتفاقي بيش از آنكه تا حالا افتاده نخواهد افتاد . . .